أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

پيشگفتار 47

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

ايشان بدويدند آن گرگ را بگرفتند و پيش پدر آورد ( قصص ) . آنچه بر خود واجب شناختم به جاى آورد ( كليله ) . گاهى نيز حذف شناسه به قرينهء فعل ما بعد است : مسلمان گردى تا از عذاب برهى و اگر نه جزيت بپذيريد ( طبرى ) . به نزديك زن رفت و مفاوضت ايشان مىتوانستم شنود ( كليله ) . گاهى قرينهء لفظي در جمله و عبارت نيست و فحواى مطلب در حكم قرينه است : او مردى غريب است . . . رها كنى تا بيايد ( رها كنيد . . . ) ( طبرى ) . از من تا هند بسى نمانده بود تا خلخال او را بگرفتى ( بگرفتمى ) ( قصص ) در برخى آثار كهن ديده مىشود كه در صيغهء ماضى ديگر كس جمع ، دال آخر حذف شده و كلمه به صورت مصدر آمده است . اين گونه حذف در محاورهء جارى فارسى زبانان امروز بسيار متداول است : بفرمود تا . . . دكانى بزرگ بنا كردن ( بلعمى ) وقتى قومي آمده بودند از يمن . قرآن مىشنيدن و مىگريستند ( طبقات ) . 111 شادروان علّامه قزوينى - رحمة اللّه عليه رحمة واسعة - در « خاتمة الطّبع » مشهوري كه بر تفسير شيخ ابو الفتوح رازى - قدّس اللّه روحه العزيز - نوشته است ، گفته : از غرايب استعمالات اين كتاب كه در سرتاسر آن بسيار مكرّر و كم صفحه‌اى از صفحات اين كتاب از آن خالي است و ظاهرا در هيچيك از مؤلّفات قدما تاكنون به نظر نرسيده است استعمال صيغهء فعل مفرد مخاطب است با فاعل جمع . مثلا : شما مىآئى و شما ميروى و شما ميخورى و اى مؤمنان صبر كنى و از معاصى بپرهيزى و نحو ذلك ممّا لا يعدّ و لا يحصى . . . ، و گويا در بعضى لهجات محلّى ايران دال آخر صيغهء جمع مخاطب . . . را بكلّى حذف كرده و بجاى « كنيد » و « خوريد » ، صاف و ساده ، « كنى » و « خورى » ميگفته‌اند ، و عجب آنست كه مؤلّف اين تعبير غريب را مطردا بجاى تعبير قياسي معمولى و بعوض آن استعمال نميكند بلكه هر دو طريقه را ( يعنى هم « شما ميخوريد » را و هم « شما ميخورى » را ) توأما و على السواء و بلكه گاه در ضمن يك جمله و يك عبارت با هم به كار ميبرد ، و اينك چند مثالى ازين استعمال عجيب : « و حلال نباشد شما را چيزى كه بزنان داده باشى بازستانى » ( ج 1 ، ص 390 ) . « . . . ايشان را گفت : شما به روى . . . » ( 1 : 414 ) .